عظيم عظيم پور
162
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
« امَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَها فُلانٌ وَ إنَّهُ لَيَعْلَمُ انَّ مَحَلّىِ مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى . يَنْحَدِرُ عَنّىِ السَّيْلُ وَلا يَرْقَى الَىَّ الطَّيْرُ . فَسَدَلْتُ دُونَها ثَوَّباً وَ طَوَيْتُ عَنها كَشْحاً . وَ طَفِقْتُ أَرْتَإى بَيْنَ انْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلى طيخَةٍ عَمْياءَ يَهرَمُ فيهَا الْكَبيرُ . وَ يشَيبُ فيَها الصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فيهَا مُؤْمِنٌ حَتّى يَلْقَى رَبَّهُ . فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذىً . وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً . . . » « 1 » ؛ هان به خدا سوگند جامهء خلافت را فلانى ( ابن ابى قحافه : ابوبكر ) درپوشيد و مىدانست كه من براى خلافت مانند قطب وسط آسيا باشم و آن را جز من نشايد . كوه بلند را مانم كه علوم و معارف از سرچشمه فيض من همانند سيل سرازير مىشود و هيچ پرندهاى در فضاى علم و دانش به اوج رفعتم نمىرسد ( چون اوضاع را چنين يافتم ) دامن از خلافت در چيدم و پهلو از آن پيچيدم و ژرف انديشيدم كه چه بايد ، و از اين رو كدام شايد ؟ با دست تنها ستيزم يا صبر پيش گيرم و از ستيز بپرهيزم ؟ در جهانى كه تيره و بلا همگان را فراگرفته است . بلايى كه پيران در آن فرسوده و خردسالان پير شوند و ديندار تا ديدار خداوند در چنگال رنج بسر ببرد . چون نيك سنجيدم ، صبر خردمندانه را برگزيدم . پس صبر پيشه كردم در حالى كه چشمانم را غبار و خاشاك و گلويم را استخوان گرفته بود . صبرى كه امام در پيش گرفت و سكوتى كه او اختيار نمود ، بسيار جانكاه و تلخ بود ، امّا براى مصلحت اسلام و وحدت بين مسلمانانى كه رسول خدا ( ص ) براى هدايت آنها از ظلمت و جاهليت به نور و معرفت ، خون دلها خورد ، رنجهاو مصيبتها ديد ، تبعيد و آوارگى كشيد و در دفاع از كيان مقدس اسلام با اين كه سپاه اسلام در برابر دشمن خيلى كمتر بود امّا با تمام شهامت و دلاورى در برابر كفّار و مشركين ايستاد و در تمام اين مراحل على ( ع ) از پيامبر خدا ( ص ) جدا نشد و پس از رسول خدا ( ص ) چه كسى مىتواند براى حفظ اين اسلام دلسوزتر ازعلى ( ع ) باشد . اگر على ( ع ) در برابر بزرگترين حق خود سكوت اختيار مىكند و مصلحت عموم را بر حق شخص خود ترجيح مىدهد علاوه بر آن كه عالىترين نمودار شجاعت و ايثار و جوانمردى را در طول تاريخ ترسيم مىكند ، از انجام مسئوليت خود در برابر اسلام و امّت اسلام هرگز در غفلت نيست . آن
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 3 .